کاظم آقا الآن ساکن نیویورکه و حسابی داره در آسایش زندگی می کنه.یه شب حوالی ساعت 12 شب گوشی بیل مک لارن به زنگ در میاد.بیلی خیلی سراسیمه از خواب می پره و از روی تخت چوب گردو و بالش پر قوش به سمت زمین پرتاب میشه.پشت خط کاظم آقا بود پشت هم می گفته بیل وات هپند تو یو وای یو دونت انسر می؟

یعنی بیل تو را چه می شود چرا بدین سان مرا سرگرانی و پاسخگو نیستی؟بیل فوری میگی چرا برای من قیف میای کاظم هر کی ندونه تو که می دونی من ممد بی غم ساکن خزانم!پس چرا افه برمی داری و تریپ انگیلیش حرف می زنی؟کاظم آقا از بابت مکالمات انگلیسیش عذر خواهی می کنه و می گه ممد بی غم تا پس فردا عصر فرصت داری یه وام سریع از یکی از این بانکها بگیری از این وام های بدون سپرده با بهره اندک.ممد میگه باشه برات گذاشتم کنار بیا بردار!آخه مرد حسابی کجای دنیا وام بدون سپرده اونم با بهره اندک میدن!فک کردی اینجا کجاس؟ملت به خاطر بحران اقتصادی تپ و تپ دارن خونه هاشونو دو دستی تقدیم این بانکها می کنن بعد تو از من وام کم بهره میخوای؟کاظم آقا هم میگه ممد جون من چی کار به این کارا دارم اون ملتم وقتی 98 درصد قیمت خونشونو وام می گرفتن و جیک جیک مستونشون بود فکر زمستونشونم بود که هر رفتی اومدی داره؟من خودم الآن 22 ساله نرفتم ایران که تیر طایفم چتر نشن رو سرم اون وقت تو میگی من نمی تونم جور کنم؟ تو تا فردا بانکشو پیدا کن جور کردن وامش با من بگو خب!

بعد بیلی میره روی تختش می خوابه حدود ساعت 2 گوشیش زنگ می خوره که پشت خط کاظم آقا بوده کاظم آقا میگه من از تو نمی گذرم این چه طرز صحبت کردنه؟ممد میگه چته مگه من اصلا حرفی نزدم!میگه نه یعنی چی که بر می گردی به من میگه گذاشتم کنار برات بیا بردار!چرا به من توهین کردی؟بیلی میگه برو بابا نصفه شبی خدا عقلت بده!مرد مومن دیلی داریا! اون قضیه برای دو ساعت پیش بود الآن داری مطرح می کنی؟بذار بریم بخوابیم تو بانک میخوای دیگه تا فردا جوره.

میگذره تا ممد بی غم بانکو جور میکنه فوری یه میس میندازه برتی کاظم آقا که کاظم آقا هم از اون جا که خیلی تیز بوده کد *150*شماره ممد بی غم # رو میگیره و برای ممد آقا به صورت فینگیلیش اس ام اس میره لطفا با من تماس بگیرید.ممد آقا می بینه تیرش به سنگ خورده تماس می گیره و میگه کاظم آقا جون بانک پیدا شد.کاظم آقا هلک و هلک میره بانک.مستقیم میره با رییس بانک تاک میرنه!به رییس بانک میگه آقا من 10000 دلار وام لازم دارم میخوام برم سفر بدون سپرده میخوام سریعا پولو به من بدین.رییس بانک میگه آخه پولو بدون هیچ ضمانتی که نمی تونم به شما بدم.کاظم آقا چه ضمانتی بهتر از ماشینم ؟ انغلطم نیار مغلطه هم نکن. یارو قبول می کنه و کاظم آقا وام 10000 دلاری رو میگیره و قرار میشه طی 12 قسط 1000 دلاری وام و بهرشو پس بده.کاظم آقا میره و چهار ماه بعد بر می گرده توی این مدت ممد بی غم به طور مرتب قسط وامو پرداخت می کرده.کاظم آقا مستقیم میره بانک تا باقی مونده وام رو چک کنه و همش رو به صورت یکجا پرداخت میکنه و به خاطر خوش حسابی فقط 1000 دلار بهره پرداخت میکنه.رییس بانک وقتی داشته کاظم آقا می رفته میگه: مستر کاظم آقا من فقط یه سوال دارم قیمت ماشین شما حدودا یک میلیون دلاره حساب های بانکی دیگه ی شما رو هم چک کردیم دارایی شما بیشتر از 20 میلیون دلاره البته دارایی نقدیتون.من فقط میخواستم بدونم علت عجلتون برای این وام 10000 دلاری چی بوده؟کاظم آقا میگه آخه کجای دنیا برای 4 ماه پارک کردن ماشین توی یه پارکینگ ایمن که با ده ها دزدگیر حفاظت میشه فقط باید 1000 دلار پرداخت کنی؟از این پارکینگ ارزون تر پیدا میشد؟